فروپاشی هنر و مسئله شر _ بخش دوازدهم

این ادعا که هر عشقی زاییده نفرت است پس هر متنی که از روی عشق نوشته شده باشد هم در حقیقت تمایل به نمایش نفرتی دارد که در لابه لای خود پنهان کرده ، دستمایه چالش های زیادی در بحث های فلسفی شده است. در حقیقت تفاوت اساسی میان عشق و نفرت وجود ندارد همانطور که ما به راحتی در برابر دیدن صحنه ای دلخراش متاثر می شویم به همان سرعت در برابر رفتاری که دیگری در قبال "من " انجام میدهد که باعث ایجاد شکست خوردگی یا له شدن "غرور" و "منیت" می شود واکنش نشان داده و خواهان "حذف" او می شویم. اینجا یک تفاوت دیگر هم مطرح است و آن تفاوت میان"خرد " به عنوان سمبل غایی انسان شدن و "دانش" به عنوان ابزار انسان بودن است. هنر به ویژه در دوران کلاسیک با دستمایه قرار دادن لطافت ، عشق و زیبایی در ارائه خویش و طبعا نهان کردن نفرت عظیمی که " محیط " الهام گرفته شده و در درون خویش ذخیره کرده با بیانی نه چندان علمی در تلاش بود تا تماشاگر خود را اسیر رفتارهایی کند که ریشه در اعماق ناهشیار داشتند و با معکوس کردن جریانات خواهش جنس مخالف و یادآوری این نکته که او باید ضمن وابستگی به منبعی که ارضاء کننده احساسات عاشقانه اوست و کوشش دارد تا در همان حین که
می خواهد با وصل کردن تماشاگر به منابع انرژی و لطافت موجبات تسکین را فراهم آورد چشم اندازی را برایش پدید آورد که جدا از او و در محیطی رویایی و ایده آل واقع شده غافل از اینکه این کار تنها باعث توقف موقت نفرت از محیط و دیگر خواهی جنسی خواهد شد به همین دلیل با گذشت زمان و ارائه نظرات نوین نسبت به طرز مواجه با محیط این عشق و لطافت با همان شدتی که رویای شیرین حل شدن در لذت زیبایی را با تمام ساز و کارهایی که ارجاع دهنده ذهنیت تماشگر به چیزهایی بود که اصلا ربطی به شخصیت او نداشتند تبدیل به پروسه ایجاد تنفر و در واقع "تحول تنفر شد" هنر والا پس از به هم ریختن قواعد متعارفش از حدود هشتاد تا صد سال پیش البته همچنان به عنوان بازیگر اصلی در میان توده ایفای نقش میکند اما هرچه خرد و دانش به تناسب هم پیش رفتند و کسانی که سعی در بهره بری از این دو عنصر در جهت بیان خود ارجاع هنری داشته اند به این نتیجه رسیده اند که هنر یا بهتر بگوییم ادبیات زبانی است که درباره خودش صحبت می کند. یعنی با ارجاع به خود تلاش دارد تا ذهن را از پراکندگی بیرونی و ارجاعات فرامتنی خارج کرده و ضمن متمرکز کردن آن در درون متن، پدید آورنده نوعی تکثر داخلی شود ، این تکثر درونی که زاییده نقش خود ارجاع هنر به مثابه زبان در حال بازبینی است با بکارگیری عناصری که بتوانند بسامد یعنی دامه تکرار در یک روایت زبانی عناصر را افزایش دهند و تشکیل نوعی روایت که بیشتر در نازمانمندی سیر
می کند تمام هویت یک تماشاگر را هم در درون کلام زبانی پخش می کند و یا گسترش آگاهی از درون سیر زایش تحول را با نفرتی که در برگیرنده انحراف از سلیقه معقول است به سمت گفتمان روایی می کشاند که تنها به صرف رابطه اش با چشم انداز یا قصه ای که وصف می شود وجود خواهد داشت چرا که دانش بدون پشتوانه ای که خرد برایش ایجاد کند اعتباری ندارد. دانستن و انباشتن دانش چیزی نست جز بازگویی روابطی که زندگی برمبنای آن تشکیل شده اما خرد درک این روابط است. دانش توجه ویژه به فرمول ، محاسبه پاسخ علمی در جهت توانمندی تکنیک و تحول در آن است تا هر چه بیشتر به مصرف و روز مرگی فکر کنیم و خرد توجه ویژه به اصل دانش وپاسخ به این پرسش که تکنیک چه نقشی در ایجاد آگاهی خواهد داشت و اینکه انسان تکنیکی الزامات انسان آگاه به حساب می آید، و اساسا تفاوت میان دانشمند وخردمند در چیست؟ بر هم زدن وحدت خطی دانش چیزی که در گزین گویه های نیچه اتفاق افتاد بیانگر حس قوی گریز از دانش بی حاصل یا همان تب مدرک گرایی است  بیشتر در کشورهای در حال رشد و جهان سومی در حال وقوع است ونمونه هایی قوی برای پیشبرد پروژه های فکری به دست می دهد. نیچه در این کتاب به ما نشان می دهد که آنچه به عنوان ناشناخته در تفکر حضور دارد در سودای بازگشت ابدی است و می کوشد از رهگذر توجه ویژه به واقعیت معنوی جهان محدود شده ما را منفجر کند.
حال چگونه یک اثر هنری در صورتی که تماما از لطافت سرشار شده است می خواهد برای خود نقش خصوصی و فردی قائل شود. او تنها زمانی می تواند حرفی برای گفتن داشته باشد که ضمن تحریک خود با ایجاد تکنیک هایی که بتواند زوایای گم شده ذهن را معرفی کنند یعنی ایجاد احساسات سرشار از تنفر و درگیر کردن خرد با خود و بحثی که از این گیر و دار پیش کشیده می شود به این زندگی فردی معنا بدهد. Haite یا نفرت یکی از کارکردهای اصلی اش به زیر سوال بردن طبیعت بالفطره یا طبیعت واقعی است نفرت با عوض کردن نقش متداول واقعیت و برهم زدن عادات ذهنی و روالی که تنها انسان می تواند از این خصیصه
بهره مند باشد یعنی دوست داشتن ، عشق ورزیدن و در همان حال نفرت داشتن به زندگی و روباط درونی آن کارکردهای موسیقیایی می دهد. گاهی این موسقی آرام و رمانتیک و گاهی اکتیو و خشن است که این خود باعث پالایش و تخلیه احساسات پنهان و نامرئی درون ذهنی می شود.
نگاه اکسپرسیونیستی نفرت به جهان – انسان یعنی به کارگیری فضاهای ناپخته و انتخاب زمینه های متضاد با موضوع شناسایی این امکان را می دهد تا نفرت ضمن برملا کردن درونیات پر تردید و سرشار از سردی و عدم اعتماد به نفس درون، روحیات خلق و خوی فرد و اثر هنری به یکباره و بدون برنامه ریزی قبلی نمود پیدا کرده و ضمن مسلح کردن تقابل های فرد با محیط ایجاد کننده فرایندی می شود که ناشی از بیان رنج بی پایان انسان است مسئله ای که بسیار مورد توجه هنرمندان سده بیستم واقع شد.
به عبارتی این حس درک خدا است که می تواند از یک جریان سرشار از تنفر یک فیلمنامه قوی و خوب بسازد چرا که قابلیت اجرایی فیلمنامه بسیار بیشتر از رمان عشقی است و برای همین نفرت با در نظر گرفتن شرایط زمانی و تن دادن به هرزه گی ناشی از لو رفتن نیات پنهان مانده اش تبدیل به فیلم موثری برای تکان دادن تماشاگر می شود چرا که با این کارهای هراس آور زنجیرورشته رویدادها قطع خواهد شد . شاید به همین دلیل لوگوس یا عقل کل کم کم دارد جای خودش را به خرد در حال متنفر شدن از خود می دهد.موقعیتی که در آن جایی برای خالق تعریف نشده است...

ادامه دارد..........

/ 23 نظر / 58 بازدید
نمایش نظرات قبلی
همراوی

سلام دوست عزیز ما شما را به لینکستانمان افزودیم در صورت تمایل شما نیز ما را لینک کنید در ضمن شماره چهارم همراوی نشریه تخصصی داستان منتشر شد منتظر دریافت نظراتتان هستیم

یاهو

استاد ایلیا (پیمان فتاحی) کیست و از چه می گوید؟ بعد از 12 سال، بخشی از سخنرانی های عمومی و بیوگرافی استاد ایلیا منتشر شد آموزش‏هاي عمومی ايليا «ميم» درباره حضور الهي، تجربه عشق الهی، احياء روح، انقلاب دروني، نور زنده، هدايت الهي و زندگي متعالي و همچنين آموزش روش‌هاي تفکر و مباحثي مانند علم موفقيت، ازدواج هماهنگ، تغذيه نوراني، کلام خلاق، روش‌ها و سبک‌هاي مبارزه باطني، روشهاي سخنراني و نويسندگي و تحقيق، نشانه شناسي در طبيعت، روشهاي درمان ديناميکي، تفسير و تحليل متن و روشهاي انسانشناسي است، اما عمده سخنراني‌هاي عمومي به مبحث معنويت الهي و معرفت باطني اختصاص داشته است. برای آشنایی بیشتر به کتب و فیلم ها و اخبار جمعیت ال یاسین مراجعه کنید و به دیگران نیز معرفی کنید. www.revayatgaran-iliya.blogfa.com www.entesharat-saay.blogfa.com www.yaasin-times.blogfa.com

گلبرگ های سوخته

نگاهم کرد و چه غریب بود نگاهش با دل من ! میدانست نگاهش کافی است برای ابراز دردی که دارم ...هنوز خوب میدانست نگاه را بهتر از کلام میخوانم !! چقدر عوض شده بود ...

آژانس خبري _ تحلیلی هنر «آرت نا»

هنرمند گرامی، سلام آژانس خبري _ تحلیلی هنر «آرت نا» سعي دارد با حضور در کنار ديگر پايگاه هاي اطلاع رساني تخصصي کشور در زمينه هاي مختلف هنري ، با ايجاد مرکزي جامع در زمينه هنرهاي تجسمي اين امکان را به وجود آورد تا مخاطبين بتوانند بدور از هر گونه سر درگمي و اتلاف وقت با رجوع به «آرت نا» نيازهاي خود را بر آورده نموده و از اتفاق ها و رخدادهاي هنري کشور اطلاع پيدا نمايند. عزيزاني که علاقمند به همکاري با پايگاه اطلاع رساني « آرت نا» مي باشند مي توانند در کليه زمينه هاي هنرهاي تجسمي ؛ اخبار ، مقالات، يادداشت ، نقد و تحليل، مطالب خود را به info@artna.ir ارسال نموده تا در اسرع وقت جهت اطلاع در اختيار ديگر علاقمندان حوزه هنرهاي تجسمي قرار گيرد. با تشکر روابط عمومی آژانس خبري _ تحلیلی هنر «آرت نا» www.artna.ir

زهرا

وبلاگ عالي و خوبي دارين به منم سر بزنين و نظر دهيد موفق باشيد

زهرا

وبلاگ عالي و خوبي دارين به منم سر بزنين و نظر دهيد موفق باشيد

زهرا

وبلاگ عالي و خوبي دارين به منم سر بزنين و نظر دهيد موفق باشيد

زهرا

وبلاگ عالي و خوبي دارين به منم سر بزنين و نظر دهيد موفق باشيد

ذهن زیبا

وبلاگتون خیلی قشنگ بود لذت بردیم ، اگه میشه یه سری هم به سایت ذهن زیبا بزنید. http://bmind.ir