فروپاشی هنر و مسئله شر ـ بخش هفتم


تمام اهمیت یک اثر هنری دراین خلاصه می شود  که شخص هنرند چگونه و با چه امکاناتی توانسته است موقعیت و وضعیت های موجود را بسیج کند تا با استفاده از آنها به نوعی پردازش تخیلی که نهایتا در ذهن مخاطب نمود عینی می یابند را تبدیل به یک اتفاق تاثیر گذار در رویه زندگی کسی که در حال خوانش آن اثر هنری است حالا یا از طریق دیدن یا شنیدن برساند. اگر هنرمند از زوایه دیدی به این مقوله نگاه کند که نتواند طبق مولفه های تعریف هنر و تاثیر گذاری مخاطب را وادار به تفکر و حالت شک و حتی تعلیق کند نمی تواند در طول مسیر هنری اش تداوم لازم و کافی را داشته باشد. توجه داشته باشیم که هنگامی یک اثر نقل می شود به سه گونه قابل تحلیل است اول اینکه ما با اثر هنری روبرو هستیم که هم راوی و هم مخاطب از سرنوشت قهرمانان و شخیت های آن آگاهی دارند چه می خواهد این یک اثر هنری نقاشی، فیلم یا داستان باشد و یا حتی یک روایت شفاهی. این اثر بیشتر تاریخی است و جنبه ای  را در بر می گیرد که قبلا روی داده است. در این حالت شخص هنرمند با بهره گیری از خلاقیت و دانش خود که محصول تجربه و مطالعات او در زمینه های گوناگون مربوط به مقوله ی انسانی هستند طوری به روایت داستان (داستان در معنای کل که هم به فیلم نامه ، هم به نقاشی هم به معماری و هم به خود داستان اطلاق می شود) می پردازد که هر بار مخاطب با آن روبرو می شود . برایش تازگی داشته و تلاش می کند در مواجه با آن به ادراک و فهم تازه ای برسد و بیشتر هم موفق خواهد بود البته شرطش آن است که راوی این امکان را برایش فراهم کرده باشد و درهای برداشت متفاوت و تازه را نبسته باشد. در دومین حالت ما با جنبه ای مواجه ایم که داستان(نقاشی، شعر ، فیلمنامه و ... ) فقط برای راوی آشنا و مشخص است یعنی راوی می داند که این ماجرا از کجا شروع خواهد شد، چگونه ادامه می یابد و به کجا ختم می شود. این حالت دوم هم در شرایطی که راوی از تسلط کافی برخوردار باشد و بتواند از هنری که ارائه می دهد رنگی بدهد که بتواند آن را از چارچوب قواعد برهاند و در حیطه ای قرار دهد که آن حیطه عموما در راستای«Conteercode book» یا (کتاب ضد قواعد) حرکت کند با زهم با توجه به شرایط عمومی نویسنده، می تواند موفقیت اثر هنری اش را تضمین کند. البته موفقیت در نگاه متداول.مثال این نوع از ارائه هنری مثلا در ژانر داستان های پلیسی قابل پی گیری است . راوی قاتل را می شناسد . با نحوه ی برخورد پلیس یا کارآگاه قهرمان آشناست و در نهایت شگردهای رسیدن به هدف را هم از پیش مرور کرده است. اما مهمترین مرحله در نمایش یا پردازش یک اثر هنری مرحله ای است که طی آن نه راوی می داند که چه می خواهد بگوید و نه مخاطب از سرنوشت این روایت آگاهی دارد  و در این گونه از کارها بیشتر تصادف، اتفاق ، شانس و فی البداهه گری نقش دارند تا برنامه ریزی ، هدف، روش و  استراتژی از پیش تعیین شده. در این حالت راوی( نقاشی، فیلمنامه  نویس ، نویسنده ، شاعر) با بهره گیری از فضای آزاد و امکان دادن به تخیل برای وارد کردن به هر راهی که پیش رویش گشوده می شود و همچنین تبدیل تصادفات به تقدیر در اثر هنری و نه برعکس- که انگار این تقدیر است که به تصادف امکان حیات و عرض اندام می دهد، دست به خلق اثری می زند که با خارج شدن از زاویه دانای کل یعنی عبور تدریجی از روایت سوم شخص و وارد شدن به فضای زاویه دید اول شخص مفرد و همذات پنداری با یکی از شخصیت های داستان یا اثر هنری کم کم از آن حالت تک گویی و تحکم و نسبت دادن آن به کلیه سطوح اثر هنری و حتی مخاطب که از آزادی عمل و برداشت دلبخواهی بازمانده است ،دست برداشته و اندک اندک پا را به جنبه ای از مفاهیم می گذارد که به آن"زاویه دید بیرونی" اطلاق می شود. یعنی خالق اثر هنری هیچ تلاشی ندارد که در حین یا پس از اتمام اثرش، مخاطب برداشت های مشخص او را برای خودش هم در نظر بگیرد. راوی بدون هیچ پیش داوری و بدون در نظر گرفتن تمایلات و احساسات شخصی اش هیچ کوشش در جهت القای یک معنی مشخص ارائه نمی دهد . این شیوه گویش نمایشی است که با برداشت از کار دوربین فیلمبرداری به این مثال می رسد که فیلمبردار یا راوی با در دست داشتن یک دوربین به جهات مختلف و مکان های گوناگون سری می زند بدون اینکه حرفی بزند یا اظهار نظری کند و تنها دوربین است که بدون کلام و یا تحلیل موقعیت از فضاها و اتفاقات فیلم بر می دارد که مهمترین حسن این مسئله عدم پیشداوری و قضاوتت نسبت به تک تک افراد و اتفاقات مطروحه در اثر هنری است. ایگمار برگمان کارگردان سوئدی در یک از جالب ترین اظهار نظراتش می گوید:«داستانی را که کسی تعریف می کند،همان نیست که دیگری می شنود» که البته این نظر را فیلم «پرسونا» پیاده کرده و در گویش نمایشی، مخاطب به همراه راوی تنها شاهد هستند و هر دو به یک اندازه از سرنوشت اثر هنری ارائه شده بی اطلاع. برای حصول یک نتیجه مطلوب بهترین نمونه برای یک کار هنری، کاری است که علاوه بر داشتن بار معنایی قوی از طرف اثر هنری خود مخاطب هم در خودش وجوه هنری کشف کند یعنی نوعی "گفتمان" هنری میان اثر هنری و مخاطب آغاز می شود و با کشف رابطه البته با دیالوگ میان اثر هنری و مخاطب آغاز می شود و با کشف روابط میان آنها و آشکار کردن بینامتنیت و برداشت رها شده از قیود تک بعدی منظور هنرمند ایجاد می شود که مهمترین حسن آن شکستن کلیشه ها و قوالب خشک شکل گرفته در ذهن و  ناخودآگاه مخاطب است. اینجا هنر تنها به "ویرانی" فکر می کند. ویرانی خودش و مخاطبش ، چرا که تنها با این عمل می تواند به باز تولید خودش و کسانی که با آن مواجه میشوند برسد.
در این حالت این امکان پدید می آید که بیننده شاهد یا مخاطب دست به تحلیل بزند و با داوری و قضاوت خودش کنش ها و رفتار اثر هنری را پردازش کند وعملا نویسنده یا راوی یا خالق اثر هنری کمترین نقش را در شکل گیری ذهنیت بیننده پس از پایان روایت خواهد داشت.

ادامه دارد......

/ 5 نظر / 68 بازدید
شيدا

سلام. وبلاگ خيلی پرباری داری. خوشحالم که بهش برخوردم... . با اجازه لينک کردم.

دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاههای سراسر

از شما میخواهیم که هر جا که هستید، در مدرسه و دانشگاه، واحد های محلی دانشجویان، و یا دانش آموزان آزادیخواه و برابری طلب را تشکیل دهید و اعلام موجودیت کنید. اگر در اهداف ما شریک هستید، اگر خود را در جدال با به سیاهی و تباهی کشیدن محیط های آموزشی با ما در یک جبهه میدانید به این صف بپیوندید. با هر عقیده و مرامی که دارید خود را متعلق به دانشجویان و یا دانش آموزان آزادیخواه و برابری طلب اعلام کنید.این نام را بر خود بگذارید. همانطور که در مقابل تعرض برده داران همه بردگان شورشی اعلام کردند که ما اسپارتاکوس هستیم امروز در مقابل تعرض به آزادیخواهی همه آزادیخواهان باید اعلام کنیم که ما آزادیخواه و برابری طلب هستیم.

نشر شاسوسا/منير عسگرنژاد

سلام نشر شاسوسا آماده ی دریافت و چاپ آثار شما در هر موضوعی است. در صورت امکان شاسوسا رو به وب خود اضافه و به دوستان معرفی کنید. با سپاس نشر شاسوسا/منیر عسگرنژاد http://shasoosapub.blogfa.com

مجله هنر و اندیشه

شماره چهارم مجله هنر و اندیشه با موضوعات زیز به روز شد منتظر حضورتان هستیم سر مقاله دستگیره ی در ، دست مرا نیز لمس می کند/ ا... محمودی شعر معاصر ایران دوباره خوانی اشعار مینو نصرت مجله شعر حضور مریم علیپور شعر "نخل لب پهن" هوشنگ ملکی شعر ترجمه اشعاری از راجر مگاف / ترجمه ی احمد پوری داستان کوتاه کمونیست نوشته ی ریچارد فورد رمان دانلود رمان شرم / احمد سلمان رشدی مقالات فلسفی تحلیل اراده اخلافی از دیدگاه هگل/دکتر سید حمید طالب زاده مقالات اجتماعی پارلمان و حزب: شر لازم و مقدمه ی واجب / نوشته ی م قائد با تشکر جمع پراکنده

آفتاب مهربانی

لطفا در وبلاگتان طلاع رسانی کنید.تشکر موضوعات بخش شعر: *شعرآیینی(سیره اهل بیت) *شعرمقاومت و پایداری *نمازونیایش *اتحاد ملی و انسجام اسلامی *آزاد(بامحوریت میبد-دانشگاه ) موضوعات بخش نثرادبی: *نماز *نیایش *انتظارفرج نحوه ارسال آثار: *تمامی شرکت کنندگان باید مشخصات کامل خود را بهمراه آدرس پستی وشماره تماس وپست الکترونیکی ودر صورت داشتن سایت ویا ویلاگ آدرس آن را درزیر آثار ارسال نمایند. *تمامی شرکت کنندگان باید کپی کارت دانشجویی ویا کپی آخرین مدرک تحصیلی دانشگاهی خودراهمراه آثارارسال نمایند. *تمامی آثارباید تایپ شده با نرم افزارwordبافونتzarوسایز14باشدودرسمت چپ سربرگ(بالای اثر)موضوع آثارذکرشود. *مدت جشنواره 2روز بوده که درکناربرگزاری جشنواره کارگاههای شعربا حضور داوران جشنواره واساتیدبزرگ شعربرگزارخواهد شد. جوایز جشنواره:دربخش شعر به 20نفر و در بخش نثر ادبی به 6نفرسکه طلا بهمراه تندیس و لوح تقدیرجشنواره اهدا خواهد شد. *دبیرخانه جشنواره از پذیرش آثارتکراری وشرکت داده شده درجشنواره های دیگرویاآثارچاپ شده معذوراست. *دانشجویان و فارغ التحصیلان تمامی دانشگاه های کشور می تواننددر هر